تبليغاتX
تمامی حقوق مطالب منتشره در وبلاگ دري وريبرای نویسنده محفوظ است.
دري وري

آيا


 مي توان


به اين مطالب


دري وري

 


گفت؟
در پي ارسال دو پيام خصوصي از طرف خوانندگان عزيز در رابطه با نام گذاري اين وبلاگ به عنوان دري

 وري و البته پيشنهاد بس بجاي يكي از آنها بنده تصميم گرفتم تا وبلاگ خودم رو به جواني مبدل نميم تا خاطر

 آن عزيزان آزرده نگردد(آي گفتما)

آدرس جديدمو حتما لينك كنين

http://javani1990.blogfa.com

|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درSun 28 Oct 2007|
مهدي لطفي مدير وبلاگ دري-وري و جوانيدر دوم شهريور ...
ادامه مطلب
|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درSun 21 Oct 2007|

 

مرا باور كن امشب

 

كه دربالين چشمانت تماشا مي كنم

 

خود تيرگيهايم تو خود رفتي به سوي

 

شهرقصه

 

مراتنها در اين اندوه رها كردي

 

كه مي آيي        مرا باور كن امشب

 

كه بيهوده در اين تصوير دلبندي شور و عشق ،

 

به پاي تو نشستم

 

گرفتار طلسم عشق پوشالي شدم من

 

در ويراني چهره ،چه اندوهي بپا كردي!

 

تمام قدرت تازه شكفتنها ي من رفت

 

به پاي جستجوهاي خيالي

 

كه روزي دست تو در دست من باشد

 

براي رفتن از جاده ي خاكي به آسمان آبي عشق

 

ولي ساده،به پاي تو نشستم

 

چه حد گمره در اين بازي شكستم

 

خم شدم تا مرز هيچ

 

شدم گم در هواي واپسين خاطره ها

 

مرا باور كن امشب

جزيره اشرفي

 

 

|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|
تولد مندلیف
دیمیتری اوانوویچ مندلیف (Mandaliev) ، زیر و رو کننده علم شیمی و فرزند یکی از مدیران مدرسه محلی ، در
۷ فوریه ۱۸۳۴ در شهر توبولسک واقع در روسیه متولد شد.
ورود به دنیای شیمی
وی در سال
۱۸۶۹ دکتر علوم و استاد شیمی دانشگاه شد و در همین سال ازدواج کرد. در این هنگام ، فقط ۶۳ عنصر از نظر شیمیدانها شناخته شده بود.
قانون تناوبی
مندلیف در این فکر بود که خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر

ادامه مطلب
|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|

كاغذ پاره ها در آغوش باد وحشي

 

پرواز مي كردند

 

و قلب مرده اي تاپ و توپ مي كرد،

 

بي نفس دل باخته بود.

 

از هيجان اينكه تو خواهي آمد ؛

 

در انزواي كودكانه ام ناخن ها يم را

 

مي جويدم .

 

خط خط اين كاغذ ها در گرداب شعر

 

محو مي شد ؟!

 

نه ، اين گونه نيست،

 

فقط نور بود كه نماند ،

 

از ميان برگ ها يي كه پاييز زده

 

بودند؛

 

پريد ، شعر ها متبلور شدند ،

 

وقتي ...

 

تو لبخند كي بر لبانت هويدا كردي

 

و همين شد كه ديگر همه در وديوار

 

را نقاشي كردم.

 

و همه دفتر ها را پر از حرف هايي

 

كردم

 

كه براي لبخندت گفته بودم.

 

حتي رنگ جاده ها نيز مي پريد ،

 

وقتي ...

 

صداي كفش هاي تو صورت خاكي اش

 

را خراش مي داد.

 

نرم‌، نرم؛

 

صلابت صداي كفش هايت كه به

 

زمين رسيد،

 

بهار شدم وشكوفه دادم.

 

قاصدكي كه برايت فرستادم ،

 

 چه زود به سويم بازگشت ؛

 

آري نذر سبزم ديشب گرهش باز شد،

 

وقتي بيدار شدم.

|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|

زرد بر خلاف بعضي ها كه مي گويند رنگ تنفر است آن چنان هم منفور نيست. زرد فشار هاي جسمي و روحي را از بين مي برد و با عث خوش حالي مي شود. انسانهاي افسرده و خسته را به اتاقهايي با رنگ زرد مي برند تا نشاط آنها باز گردد...


ادامه مطلب
|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|

سيّد محمّد حسين بهجت تبريزي ، متخلص به شهريار در سال ۱۲۸۵ در رو ستاي خشكناب آذربايجان شرقي بدنيا آمد. وي از بر جسته ترين غزلسرايان معاصر است و علاوه بر غزل به انواع شعر تركي و فارسي مهارت داشت . از آثار او مي توان به منظومه تركي «حيدر بابا يا سلام» و «كليات اشعار فارسي» (در پنج جلد) را نام برد. شعر حيدر بابا(نام كوهي در زادگاه شهريار) از كتاب. . .


ادامه مطلب
|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|

I Love you from the Core of my heart. I hope to succeed in all aspects of your life. This is my weblog that I started it in October. I hope that this weblog can be useful for you. I & my online friend professor Albert Beans are going to manage this. We will so glad if you send your ideas.

With best wishes

M. L.

|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|

توجه: بخشهايي از نوشته ي پايين ممكن است به عنوان شوخي ذكر شود و جنبه توهين به گروه يا افراد خاصي نيست.

دوستان عزيز به جون جرج دبليو بوش تو اينترنت (دنياي مجازي) كار مي كردم يه دفعه دستم خورد به يه جايي (قسمتي از Keyboard) و اين وبلاگ به صورت شانسي ايجاد شد حالا موندم چه جوري پرش كنم. اسمش هم گذاشتم كيش و مات . گفتم به خاطر شما هم كه شده بايد يه چيزي بنويسم ببينيد من چقدر به فكر شما هستم كه براي پر كردن ( يا تلف كردن ) وقت شما عزيزان تلاش مي كنم . از تمامي عزيزان خواننده ( شماها رو مي گم نه اندي و منصور و ...)تقاضاي عفو بنده را دارم . و همچنين خوشبختي همه ي جوانان را از پروردگار متعال خواهانم . اميد است اين وبلاگ براي شما مفيد واقع شود حالا بماند كه دير دير Update  بشه يا زود زود . من (يعني نويسنده اين مطلب) دكتر يا مهندس (يا هر چيز ديگه اي كه تا يه سال ديگه مشخص ميشه) مهدي لطفي و دوست خوبم پروفسور آلبرت بينز كه به صورت آنلاين با هم ارتباط داريم (تا حالا باهاش رو در رو نشدم !!!) مي خواهيم اين وبلاگ (Web log) رو مديريت كنيم .در هر مورد (تا جايي كه به وبلاگ مربوط بشه) پذيرا ي تعريفات ، تعارفات ، پيشنهادات (پيش نهادات) و بخصوص انتقادات و اعتراضات (مگه اينجا مجلس شوراي اسلاميه كه اعتراض كنين؟؟؟) هستيم .

براي بار نخست ، عكسي هم در معرض ديد علاقمندان حرفه ي يانگوم (بازيگر نقش اول جواهري در قصر) شناسي كه اين روزا خيلي مد شده مي ذارم تا لذت ببرند و شايد با مزاج همه بينندگان ( شنونده هم داريم؟؟؟) ساز گار باشد (مگه هلوه كه سازگار باشه) . 

 

 

 

فكر مي كنم زياد پرانتز گذاشتم ،نه ؟؟؟ كاش اسم اين وبلاگو  مي ذاشتم (پرانتز )

 

|+|نوشته شده توسط:Mehdi Joon |درFri 19 Oct 2007|